ارزش – مقدار اسلام میزبان پاکستان عربستان

ارزش – مقدار: اسلام میزبان پاکستان عربستان پاکستان عربستان، خاورمیانه اسلام آباد

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری کورش تهامی در آستانه 48 سالگی از آرزوهایش می‌گوید

تصویری هر لحظه آرام و محجوب از او در خاطر داریم؛ تصویری که روی صدای متین و آرام، ولی مردانه‌اش خوش می‌نشیند و با نقش‌هایی که هر لحظه ایفا می‌کند، می‌خواند. باره

کورش تهامی در آستانه 48 سالگی از آرزوهایش می‌گوید

کورش تهامی در آستانه 48 سالگی از آرزوهایش می گوید

عبارات مهم : مجموعه

تصویری هر لحظه آرام و محجوب از او در خاطر داریم؛ تصویری که روی صدای متین و آرام، ولی مردانه اش خوش می نشیند و با نقش هایی که هر لحظه ایفا می کند، می خواند. بارها بازی اش را در قالب نقش پسرانی معقول، خانواده دوست و دغدغه مند دیده ایم و از مصاحبه هایی که گاهی با رسانه های متفاوت انجام می دهد، فهمیده ایم خودش هم چنین خصوصیاتی دارد و دور از نقش هایی که ایفا می کند، نیست.

به گزارش جام جم آنلاین، کورش تهامی بازیگر تلویزیون، سینما و تئاتر در هر کدام از این عرصه ها، نقش های درخشانی ایفا کرده و محبوب تماشاگران شده است هست. تهامی بعد از سال ها بازی در نقش های مثبت، سال گذشته با فیلم «رگ خواب» مخاطبانش را حسابی غافلگیر کرد و در قالب نقشی متفاوت خوش درخشید. تهامی 48 ساله شد و به این مناسبت در روزنامه جام جم میزبانش بودیم و با او از سال های فعالیتش حرف زدیم.

تئاتر در گذشته بهتر بود
وضعیت تئاتر امروز کشور عزیزمان ایران درگیر حواشی شده است است و گرچه حجم تماشاگران زیاد شده، ولی نمایش ها تا اندازه ای بی کیفیت شده است اند. اگر قبلا جهت هر نمایش هشت ماه تا یک سال وقت می گذاشتیم و تمرین می کردیم، الان این مدت به یک ونیم تا دو ماه تقلیل پیدا کرده و در چنین شرایطی واضح است آثار آن قدرت و تاثیر گذشته ارزش را از دست می دهند. اعتقاد دارم آدم باید عمر و جوانی اش را پای راهی خرج کند که مطمئن است سرانجامی خواهد داشت. اگر در گذشته کار خوبی روی صحنه می رفت، دلیلش این بود همه عوامل با جان و دل کنار هم جمع می شدند و هدفشان این بود کار درستی بسازند و اتفاقی ماندگار را رقم بزنند.

در دوران طلایی تلویزیون بازی کردم
در مجموعه «زیر تیغ» همه دور هم جمع شدیم تا یک اثر درست و حسابی بسازیم و این طور نبود که به خودمان ساده بگیریم. پرسشها مالی هر لحظه مهم هست، ولی در زیر تیغ این مسأله اولویت مهم نبود. در وهله اول همه می درخواست کردند یک مجموعه خوب و تاثیرگذار بسازند. در زیر تیغ، دغدغه هایی وجود داشت که حس می کنم الان دیگر این دغدغه ها در ساخت مجموعه ها جایی ندارد. هنگامی که می بینم مردم هنوز می آیند و از زیر تیغ با من صحبت می کنند، اشک توی چشمانم جمع می شود. افتخار می کنم در دوران طلایی تلویزیون، در مجموعه های درخشانی بازی کردم. نمی توانم این توصیه را کتمان کنم که تلویزیون سکوی پرش بسیاری از آدم هاست و جهت خود من هم همین طور بوده هست. روزگاری آثاری در تلویزیون ساخته و پخش می شدند که واقعا ثابت می کردند صدا و سیما دانشگاه است و می تواند مخاطبان را جذب کند و به آنها نکاتی بیاموزد. درست در همان لحظاتی که به نقطه اوج رسیده بودیم، همه چیز متوقف شد. ناگهان به سراغ آثار ارزان و معمولی رفتیم. بهتر است به جای این که جهت مثال 120 سریال در سال تولید کنیم، این بودجه را به ساخت 50 سریال باکیفیت تخصیص داده شده است بدهیم؛ سریال هایی که بتوانیم پایشان بایستیم و از آنها دفاع کنیم.

آرزوهایم زیاد است
آرزوهایم زیاد است ولی مجبورم فقط تعدادی از آنها را بگویم. نخستین آرزویی که به ذهنم می رسد این است که دلم می خواهد در زندگی شخصی ام آدم موفقی باشم. دلم می خواهد شریک خوبی جهت همسرم و حتی بقیه اطرافیانم باشم و آدمی باشم که دلشان بخواهد حضورم در زندگی هایشان استمرار داشته باشد، نه این که بخواهند از دستم خلاص شوند. (می خندد) جهت مردم کشورم آرزو می کنم که شرایط و حال و هوایی بهتر داشته باشند؛ آیا که استحقاقش را دارند. به حق تولدم، امیدوارم امسال و سال های بعد جهت تمام مردم و کشورم فقط اتفاق های خوب رخ دهد.

در زمینه کاری هم امیدوارم اگر سختگیرتر از حالا نشدم، حداقل همین مسیر را ادامه بدهم و به سراغ آثار بد و ضعیف نروم.

شخصیت منفی باید گذشته داشته باشد
فاصله بازی ام در نقش خاکستری به رنگ ارغوان تا نقش منفی رگ خواب، زیاد بود. دلیلش این است از نقش آدم هایی که از اول ماجرا منفی هستند، خوشم نمی آید. در بسیاری از نقش ها، اصلا نمی دانیم آیا شخصیت منفی است و چه اتفاقاتی برایش رخ داده که او این واکنش‌ها را در پیش گرفته. هیچ کس از بدو تولد منفی به دنیا نمی آید و سرگذشتش شخصیت او را می سازد. اتفاقا در طول این سال ها زیاد پیشنهاد نقش منفی داشته ام، ولی شخصیت پردازی ها را مناسب ندیده ام. شخصیت رضای زیر تیغ، ابتدا پسر شاد و اهل خانواده ای بود. فوت پدر و وسوسه های عمویش او را به سمت رفتارهای تازه اش سوق داد و انتقام را به فکرش انداخت. در به رنگ ارغوان هم، محسن پسری بود که از ابتدا واکنش‌ها ناپسندی نداشت؛ ولی برخوردهایی که بین او و ارغوان صورت گرفت، او را به سمت واکنش‌ها غلط کشاند. در رگ خواب، نگاه به گذشته کامران کمرنگ تر است و تصمیم گیری در مورد چرایی کارهایش به هوش مخاطب واگذار شده است هست. تماشاگر امروز باید خودش با اثر همراه و قدرت تعقل داشته باشد.

قصه از کجا شروع شد؟
هرکدام از ما در زندگی واقعی مان فقط یک نفریم. نمی توانیم شخصیت های متفاوت را تجربه کنیم و کسی هم شخصیت عوض کردن را از ما نمی پذیرد. بنابراین تنها جایی که این وقت را در اختیارمان قرار می دهد، عرصه بازیگری هست. در این سال هایی که مشغول فعالیت هستم، هیچ گاه به اصلِ هرچه پیش آید خوش آید، اعتقادی نداشته ام. درست است کارگردانان مرا جهت نقش ها گزینش کرده اند، ولی من هم گزینش کرده ام و به تفاوت های میان نقش ها اعتقاد و دقت داشته ام. هر لحظه گزینش کرده ام کجا بایستم و خوشحالم هنوز هم می توانم با گزینش هایم مخاطبان را به هیجان بیاورم.

2 گروه تحریریه سایت طلب دارم!
قضاوت ها و داوری های جشنواره ای چون فیلم فجر، می تواند تاثیر زیادی روی مسیر کاری و آینده فرد داشته باشد و زندگی هنری یک آدم را عوض می کند. بصراحت این توصیه را می گویم که من دو گروه تحریریه سایت بلورین از جشنواره فیلم فجر طلب دارم. خیلی راحت از بازی ام در «به رنگ ارغوان» و رگ خواب گذشتند. به رنگ ارغوان را سال 82 بازی کردم و کار، سال 88 مورد ارزشیابی قرار گرفت. سال88 جهت فیلمی کاندیدا شدم که هفت هشت سال پیش بازی اش کرده بودم و این اصلا قابل ارزیابی و مقایسه با بازی های دیگر دوستانم نبود. با این حال تاکید می کنم با تمام وجودم در آن فیلم بازی کردم. هنگام بازی در به رنگ ارغوان، وقت بندی هایم به ریخته بود و همزمان در دو کار بازی می کردم. در پایتخت کشور عزیزمان ایران سریال «مشق عشق» را در حال فیلمبرداری داشتم و بعضی روزها هنگامی که بازی ام در مجموعه تمام می شد، سوار ماشین می شدم و به مازندران می رفتم تا در به رنگ ارغوان بازی کنم. هنگامی که کارم تمام می شد هم دوباره برمی گشتم تا صبح به سریالم برسم. برایم مهم بود هر دو نقش را خوب بازی کنم.

طنز، فقط موقعیت!
من در تلویزیون در آثار طنز هم بازی کرده ام؛ جهت مثال، «عصر پاییزی» که مجموعه ای 35 قسمتی بود و خدا خودش شاهد است چقدر جهت بازی در این سریال انرژی خرج کردم. زیاد از یک کار جدی برایش فکر کردم و دلواپس بودم نکند سکانس های متفاوت شبیه هم بشود و بازی هایم تماشاگران را خسته کند. در آن مجموعه تا جایی که می شد تلاش می کردم از به کار بردن اصطلاحات طنز خودداری کنم؛ آیا که اعتقاد دارم طنز باید در موقعیتش اتفاق بیفتد و از سازندگان خواهش کردم با این درخواستم همراهی کنند. طنزی که بر مبنای جملات و اصطلاحات ساخته می شود، تاریخ مصرف دارد و سریع از یاد می رود.

بشدت ایده آل گرایم!
آدم بشدت ایده آل گرایی هستم و در هیچ کاری سرسری حاضر نمی شوم. اگر می خواهیم اثر درستی بسازیم، باید همه عوامل و شرایط را درست و حساب شده است کنار هم بچینیم و هرکسی کاری انجام بدهد که در آن تخصص دارد. بسیاری اوقات هنگامی که می خواهند کاری بسازند، به سراغ اجناس و افراد ارزان می روند. حتی در زمینه گزینش لباس شخصیت ها می گویند ببینید در کمد خودتان چه لباسی دارید و بیاورید! من ابدا این را قبول نمی کنم؛ جز در مواردی خاص که احساس کنم لباسی دارم که به تن نقش می خورد. یعنی چه بازیگر خودش لباس بیاورد؟ مگر هر آدم چند دست لباس دارد؟ باید به تمام این موارد اهمیت داد، وگرنه رقبا پیروز می شوند و مخاطبان را از آن خود می کنند.

بازی در رگ خواب، اتفاقی نبود
نقش های خاکستری و حتی منفی هم در کارنامه ام داشته ام، ولی باز نقشم در رگ خواب مخاطبان را غافلگیر کرد و مطمئن بودم این اتفاق رخ خواهد داد. اگر بازیگری معمولی بودم، ممکن بود بترسم و دلواپس شوم نکند بازی کردن در این نقش باعث شود مخاطبانم را از دست بدهم. با این حال، این قضیه برایم اهمیتی ندارد و اول باید خودم از بازی کردن در یک نقش راضی باشم. این که هر لحظه نقش هایی شبیه شخصیت خودم را بازی کنم، کار مشکل نیست و با کمی عوض کردن می توان این نقش ها را ایفا کرد. حمید نعمت ا… در چند مصاحبه و حتی به خود من گفت جهت بازی در نقش کامران، از ابتدا مرا در نظر داشته هست. راستش مخاطبان ما خودشان هم خیلی از کلیشه دیدن بدشان نمی آید و دوست دارند بعضی بازیگران را در نقش هایی ثابت دوباره ببینند. در چنین شرایطی هنگامی که ناگهان قالبی را می شکنی، توجه خیلی ها جلب می شود. البته همه بجز داوران جشنواره فجر که گویا نقشم را ندیدند! طی سال ها، بارها با این موارد روبه رو شدم و آنها خیلی راحت از نقشم در این فیلم رد شدند.

با وسواس گزینش می کنم
از آنجا که آدم کمالگرایی هستم، کارهایم را با وسواس گزینش می کنم. فقط یک بار در نقشی بازی کردم که دوستش نداشتم. تحت تاثیر تهیه کننده و کارگردان گزینش کردم و چون هنگامی که می خواستم نقش را بپذیرم همه قسمت هایش نوشته نشده بود، به من گفتند نقش در ادامه تاثیر بیشتری در مسیر قصه و شاخصه هایی خاص خواهد داشت، ولی این طور نشد. البته کار، کار خوبی بود و من صرفا با نقشم مسئله داشتم. احساس می کردم آن نقش به من نمی آمد.

سرم درد می کند!
هرکدام از شخصیت هایی که ایفا کرده ام، حاصل نحوه تفکر و نگاه تمام سال های فعالیتم در این حرفه بوده اند. واقعا جهت تک تک نقش ها جان گذاشته ام و هیچ وقت به این که عکسم روی جلد فلان مجله برود، توجه نداشته ام. هر لحظه آن قدر خود کار من را جذب و غرق می کند که دیگر به حواشی ماجرا اهمیت نمی دهم. نمی دانم. شاید هم این رویه اشتباه باشد. اهمیت این که کارم را درست انجام بدهم، هنوز هم برایم اولویت است و به درست انجام دادن کار فکر می کنم. جهت مثال در مجموعه «گمشدگان» که سال گذشته روی آنتن رفت، واقعا زحمت کشیدم و تلاش کردم. حتی به نظرم از «مشق عشق» هم دشوارتر بازی کردم. در این مجموعه باید نقش یک فرد کم بینا را بازی می کردم و نه نابینا! هنگامی که نقش یک فرد نابینا را بازی می کنی، تکلیفت مشخص است و می دانی باید نبینی! نمی گویم این کار ساده هست، ولی به نسبت کم بینا بازی کردن تفاوت دارد. باید هم ببینی، هم نبینی. زمانی چیزها را درست می دیدی و حالا بسختی می بینی. این شخصیت، کدورتی با کائنات پیدا کرد و عصبانی بود آیا چنین اتفاقی برایش رخ داده هست. بازی در چنین نقشی سخت بود و من اصلا سرم جهت نقش های سخت درد می کند!

حاشیه
مراسم تولد کورش تهامی و هدیه ای که جام جم به او اهدا کرد، با حاشیه جالبی هم همراه بود! او هنگام دریافت جایزه اش که از جنس صنایع دستی کشورمان بود، گفت: امیدوارم روزی اسکار بگیرم! ما هم در روزنامه جام جم همین آرزو را جهت این بازیگر داریم و امیدواریم روزی درخشش اش را در سطح جهانی ببینیم.

کورش تهامی در آستانه 48 سالگی از آرزوهایش می‌گوید

واژه های کلیدی: مجموعه | تلویزیون | تلویزیون | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs